دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن رسد بجانان یا جان زتن برآید
بر سر آنم که گر زدست بر آید
دست به کاری زنم که غصه سرآید
گفتم خوشا هوائی کزباد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید.
حافظ رند
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۸ ساعت 19 توسط m.sahel
|