گاهی

در دوردست نقطه ی امکان

با خواهش تصور

چشمانت را می بندی

و در چمدان ذهنت

صدای پای کسی را می شنوی

در دوردست ها

در نقطه ای از مکان

چشمانت را باز می کنی

و خیره

در چمدان همچنان می گردی.