دو نار عشق خیال

در دستم

به نام عشق

مرا در خود می فشارد

و در هنگامی

 سراسیمه غرق می کند

شگفتا

که برگریزان است

اما جنگل خورشید

هنوز می دمد

روح آب است

که شبنم وار سرازیر می شود.