مهتاب چون چشمه آرزو

بر چشم فسونت بشکفت

یکی نغمه شد همچو آغوش

یکی روان بخش و دل فروز

نواهای روان بخش این سرگشتگان

به سوئی دور مــانده از نــگاه

به دنبال آفتاب و اشک ماه

نگاهت می تراود در چشم مـا

گمان می برم تا که اندک زمان

تـراود صـبح چـشـمت به مـــــا.