مهتاب چون چشمه آرزو
بر چشم فسونت بشکفت
یکی نغمه شد همچو آغوش
یکی روان بخش و دل فروز
نواهای روان بخش این سرگشتگان
به سوئی دور مــانده از نــگاه
به دنبال آفتاب و اشک ماه
نگاهت می تراود در چشم مـا
گمان می برم تا که اندک زمان
تـراود صـبح چـشـمت به مـــــا.
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۸۷ ساعت 1 توسط m.sahel
|