چرخ می چرخد

بازار در زیر پای کارزار میگردد

روز و شب

با آفتاب یا برف و بوران

تکان می خورد و

دیگر بار

همچنان

چرخ زندگی می گردد

انسان در اندیشه ی فردا

عمری در ستاره غوغا

با خیال بالش شبانه

                 دراز می کشد

حاشا

   که گفته ها ناتمام است

                  ورم کرده پرده می بندد.