چرخ می چرخد
بازار در زیر پای کارزار میگردد
روز و شب
با آفتاب یا برف و بوران
تکان می خورد و
دیگر بار
همچنان
چرخ زندگی می گردد
انسان در اندیشه ی فردا
عمری در ستاره غوغا
با خیال بالش شبانه
دراز می کشد
حاشا
که گفته ها ناتمام است
ورم کرده پرده می بندد.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 23 توسط m.sahel
|