هنوز

شاید صدای گرسنه ی شکمی

تو را نفرین می کند

سفره ای جلوی پاهای چهارزانوی تو

نگاه به روزگار

افسارها گریخته و گسسته است

کسی هنوز

مشق های تمام نشده را

با مدادهای سیاه

تحریر می کند.