اوست همه رنگ و نگار دلم
چهره ی آزاده ی پر خاطرم
من همه جان در ره او یک تنم
بوسه زنم از سر مو تا شکن
ماه ببیند رخ چین و شکن
در همه این پرده ی نیلوفری
باز بگویم به تو ساحل که من
در فلک راز دریا سخن
در خم هر پرده شود رازگون
نکته در اینست که این واژگون
با دل و عشق در پی آزادیم
هر چه شود عاشق آزادیم.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۶ ساعت 23 توسط m.sahel
|