ژاله اصفهانی شاعره مهاجر
روحش شاد و راهش پردوام باد
برای مردم رهرو
هزار راه رهائی و روشنایی هست
بهار آید و
دوباره
ژاله شود باز
تک تک و گروه گروه
پرندگان مهاجر
پر کشند به افق
به دشت و دمنها
دراین ســـفر
امـــیـــد
بدرقه ایست
به باغ
باد بـهـار آید
شکوفه های سیب
باز شوند
شما هم
از نسیم دل
بانگ شادمانه زنید.
+ نوشته شده در جمعه ۹ آذر ۱۳۸۶ ساعت 16 توسط m.sahel
|