ناگفته نماند
که
یکی
سر از شعر درمی آورد
و آن دیگری
در کنار دیوار لم داده بود
هزاران و یکبار
در
بر او گشوده شد
اما
و هر بار
در خواب دست و پآ می زد
دگرباره اوست
ودیگر اوست
نا گهان هر چند با شوخی
از خواب بپرد
و.............
+ نوشته شده در شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۶ ساعت 21 توسط m.sahel
|