لخت و عریان
سخنم می گویم
من کز وطن
سفر نگزیدم
به عمر خویش
در عشق دیدن تو
هواخواه غربتم
پستان بلورینت
از می پر است
دستی می کشم
که از خرافات
در است.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۶ ساعت 3 توسط m.sahel
|