وقتی تو نیستی
این روزهــا
مثل اینکه
درگیرودار شب می گذرد
چشم خیالم را
در گرمای بخاری و نفس های بلند آتش
می گذرد
روزی
به نام روز باید جست
تا نهان مانده ترین گوشه ی اندام تو
روزی
که مثل خودت
سخن می گوئی.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۶ ساعت 19 توسط m.sahel
|