آشوب های خانه
چرخه ی سکوت را
در قاب کوچک آویزان بر دیوار
می شکند
دریچه های آفتابی
طعم آوازخوان گمنام را
تمام آهنگ
حفظ می کند
کوچه در ابتدای دریا
دهانش شور مزه می شود
بوی تند ماهی ها
طعم شراب می دهند
جامم را
از آب دریا
سیراب می کنم.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۸۶ ساعت 18 توسط m.sahel
|