با من و تو
چه رفته است
در این ویران شهر
از هر طرف
بسته می شود
درهــــا
بروی قلب عاشقان جوان
در انبوه چشم صبور مردمان
اشک نشسته است
مشت درشت درشت
شعله ورست
در این خاک خیابان و خانه ی سوگوار
بر مدار چرخ می گردد
نعره های سنگ وصخره
تا قله ی چشم های خشم
درمسیر پنهانی دریچه های کوچک چارتاق
ای زلف کمند
ای نرگس رعنای عشق نگار
رخ برافروز
که غوغا می کند
در سر خـــیــال.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۶ ساعت 19 توسط m.sahel
|