بی گناه
روزگاران انسان
زوزه می کشد
در مرگ و زندگی
در اعماق تن بیچاره انسان
بی گناه
یا گناه کار
سنگسار و زنده بگور
سایه های فتنه
شانه ها را
همچنان
زیر پاهای استوار انسان!
می لرزانند
چهره ها
تازیانه خورده
بی رمق
می فسرند
بی گناه
و با نگاه
عاشق زلف نگاه خود ما
بی گناه...........بی گناه.....
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۸۶ ساعت 0 توسط m.sahel
|