پیچک
میخواهم شعر دست مرا بگیردو با خودش ببرد.به من فکر کردن و نگاه کردن.حس کردن و دیدن را یاد بدهد.آدم باید نسبت به خودش و دنیایش نظری پیدا کند و همین احتیاج است که آدم را به فکر کردن وامیدارد. ( فروغ فرخزاد)
فکر سیالش همچون آبشار
در دل و جان
در رگ و پی
چون به خونی ماندو
بیماری از مرگی رها سازد.
پیچکی ماند.
م.ساحل.
+ نوشته شده در جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت 23 توسط m.sahel
|