در فصلی اینچنین
ابرها در فرصتی می آمدند
پاورچین پاورچین
با بادهای سرد موسمی
و در حوصله ی چشمانم
لحظه ای دور می گشتند
در آنوقت
از انتهای باغ خفته
حجمی از نور پدیدار می شد
و خورشید روشن و نورانی
در عمق باغ لحظه
قلبی پر تپش
در آهنگی بود
وسوسه انگیز
با بخت روحی سبز
در التهاب و کجدار و مریض
و باد می پیچید
در شب سرد زمستان.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۵ ساعت 22 توسط m.sahel
|