راه عشق
راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
آنجا جزآنکه جان بسپارند چاره نیست
هرگه که دل به عشق دهی دمـــی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
ما را ز منع عقل مترسان دمــی بیار
کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست
از چشم خود بپرس که مارا که می کشد
جانا گناه طالع و جرم ســـتاره نیست
او را به چشم پاک توان دید چون هلال
هر دیده جای جــلوه ی آن ماه پاره نیست
فرصت شمار طریقه ی رندی که این نشان
چون راه گنج بر همه کس آشکار نیست
نگرفت در تو گریه ی حافظ به هیچ رو
حیران آن دلـم که کـم از سنگ خاره نیست.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۵ ساعت 17 توسط m.sahel
|