دره ی امید
ای زیباترین لحظه ی پرشکوه
ای آرامش خاطر
در کدامین روز و ساعت
دنبال تو باید گشت
در کوچه های مه آلود و سرد
و سخن از تو گفت
در کدامین کوچه باغ سرنوشت
همنشین چشمان ترم می گردی
بر کدامین قله
و در کدامین سو
امواج گیسوی طلائیت
به رویم می گشائی.
سایه ات از دور دستها
به فراخی و ژرفی است
در اندازه ی ژرفنای دره ی امید
با چهره ای
همچون صبح ســـپید.
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۵ ساعت 18 توسط m.sahel
|