از هر کرانه
تیر شـــعرم کرده ام روانه
باشد که از آن میانه
یکی کارگر شود
ای سرو قامت و لب شیرین من
دستم در کمرت مزه ی راه رهم
بوسه می گیرم از آن گرم لبت
جان می دهم به راه رهت
طمع در آن لب شیرین نکردم
ولی چگونه مگس از پی شکر نرود
دست از تو بر ندارم
تا کام من برآید
یا تن رسد به جانان
یا جان زتن برآید
مبوس جز لب ساقی و جام می ساحل
که دست زهد فروشان خطاست بوسیدن
با اجازه حافظ شیرین سخن آزادی
+ نوشته شده در شنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۵ ساعت 21 توسط m.sahel
|