شکفتن
نومیدانه می دید
کوچه های تاریک و اندوه
و پنهان
در کنار دیوار پستو
لیک
افسانه های امید
همچو سنگ ریزه های زمزمه
در گوشش می شنید
و نزدیک می شد
تا به حقیقتی شهادت دهند
که عشق مفهومی است
بی پرده و بی غبار
و آهنگی است
در بســـتر نــیاز
که می شکفد.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۵ ساعت 16 توسط m.sahel
|