سرودی دیگرگون
توفان راز عشق
در قلبی سترگ و سرخ
با بکارتی سربلند
بروی تپه ی عطش
فریادی از صدا دارد و
در انتظار
رقص شقایقان برآمده از خاک است
با بوی گرم صبح آفتاب
و عشق
آغوش باز کرده است
تا که دست آتشین
بر گونه روز
در آفرینشی نو
سرودی دیگرگون آغاز کند.
+ نوشته شده در یکشنبه ۵ آذر ۱۳۸۵ ساعت 23 توسط m.sahel
|