مفهوم
ساحل!
مرا بیدار کن.
تا اختران آسمان
بوسه زنند.
و چرکینه زخم بدنم را نیز.
با مــوج دریــا
پایم خیس می شود
و بر گردنم
طوق ماه
دور می زند.
صدای مورب و اریب حرکت
بر پای گــوشم
پـرســه می زند.
آســـمان مــه انــدود
در پی رعد و برق می گردد.
و لحــظات
در انتظار مــوجــی ســترگ.
+ نوشته شده در دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵ ساعت 22 توسط m.sahel
|