ساحل!

مرا بیدار کن.

تا اختران آسمان

بوسه زنند.

و چرکینه زخم بدنم را نیز.

با مــوج دریــا

پایم خیس می شود

و بر گردنم

طوق ماه

دور می زند.

صدای مورب و اریب حرکت

بر پای گــوشم

پـرســه می زند.

آســـمان مــه انــدود

در پی رعد و برق می گردد.

و لحــظات

در انتظار مــوجــی ســترگ.