من و تو
من در تو هستم
و تو در من.
تو هستی
که امیـــد را می پرورانی.
و سایه ی سیاه ناامیدی را
خاموش می کنی.
در تو من وجود می یابم
در تو من سبز می شوم
در تو من آبشار می بینم
در تو من جاری می شوم
شب با سکوت
یکیست
و روز غوغای دیگریست.
نور خورشیــــد
در چشمم به بازی می نشیند
و در پرتوئی سبکبار
سبـــک می شوم.
+ نوشته شده در دوشنبه ۳ مهر ۱۳۸۵ ساعت 0 توسط m.sahel
|