شب بوی تو
دشت ســـپید نظاره گر
به تماشا نشسته است
به روزگار خوش فـــردا
از گیسوی درازای شب
تا نـسیم صبح رهـــا
مـعطر از تارک سکون
تا بـیدار شمایل نگاه.
+ نوشته شده در سه شنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۹ ساعت 1 توسط m.sahel
|