صدای روشن عشق
به وقت عاشقی
روزی که از عشقی می زنم بیرون
روری که مرا به چراگاه عشق می بردی
روزهایی که با عشق جمله می ساختم
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
و آن گل عاشق کش همواره مست
روی آن ماه از گرمی عشق
مرغ سحری کشید فــریاد.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۹ ساعت 21 توسط m.sahel
|