صحرا آماده ی اسب سپید است

غنچه های خندون می ریزن

   های می کشن

                        هوی می کشن

چنین بی شک

گل ـ اسب های وحشی گندمزار

          سر می رسند

اسب سپید وجشی

اینک گسسته یال

بر آخور ایستاده غضبناک

سم می زند به خاک

شمشیر مرده است.

شاعران:شاملو-اخوان-آتشی.