تبليغاتX
م. ساحل (شعری بر لب خشک دریا) -

م. ساحل (شعری بر لب خشک دریا)

شعر عریانی من بوسه ای می خواهد

یک لحظه خیره و مات

بیرون خزید

           نگاهش

آن آشنای دنبال

تا لحظه در نهان بود

کورمال آن سالها

دنبال زندگی بود

تا آن نفس برآمد

طغیان شد آن نگاهش.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 1  توسط m.sahel   |