عروس سـبز بـهار پردیدار
آن هنگام
که سپیده پایش را
بر گـسـتره ی زمین می گذارد
چه زیـبـا
رقصنده و پرفــریاد
در نـسـیمـی بـی تـردید
از مـیـدان آســـمـان
چــشـمان آفـرینـش
به زمـین مـی آیـد
آن هـنگـام
بـا هم مـی خـوانیم
آوازی یک دست و پـرصــدا
چـون رعــد پر دیــدار.
