تابوت عادت شده اند
چسبیده ایم
به نقش روزنه
با این برهنگی های مدام
در سقف بی کجا
خدای
نیز
اولین انسان را
آزاد آفـــــــــــرید.
هرگز کسی برنخاست
که من
به زندگی نشسته ام
می دانم
که صحرا آماده روشن شدن است
و شب یکسره گردنش می پرد
بنگرید سرود جاودانه انسان همیشه طالع
که در پیکر آبی دریا
پدیدار می شود
با رویاهای موجگونه
به سوی عریان آزادی.
خدای
نیز
پدیدار
می شود.
