در سمفونی عشق
با شما تـتی از امواج دریا
و در ژرفای زلال رودخانه
با ارتعاشی سریع
جاری می شدند
در مسیر باد و هوا
و صدائی دلکش و آتشین
می ساختند
در گوش تن دلنواز
و ول وله ای می نگاشتند
همچون باغ رنگین کمان گلهای زیبا
مفتون و دلدار
که گوش را می خرامید
با هزاران الفاظ عاشقانه ی بسیار
حرکتی که در روح
عطش وار بود
و خواب را نوازشی می داد
آرام و بی اختیار
و روزت بــی شمار
در تحرکی سمج
با نوای دل انگیز و هوشیار
و عشقت را
می سرایید آشکار
در رهـــی مفتون و بــی انتها.
